به گزارش کانون هواداری میلان، در مقاله اختصاصی زیر به یکی از استادان تاکتیک فوتبال دنیا، آریگو ساکی پرداخته شده است.

برای مشاهده بخش اول: استاد تاکتیک، آریگو ساکی – «نمی دانستم که برای سوارکار شدن اول باید اسب باشی.» در اینجا کلیک کنید.

 

تاکتیک های هجومی

تیم های ایتالیایی عادت به عقب نشینی و دفاع از زمین خود داشتند. فرهنگ لیبرو – یک مدافع در موقعیتی عمیق تر از باقی بازیکنان خط دفاعی و به عنوان آخرین سد- برای جلوگیری از نفوذ مهاجمان و گل خوردن هنوز سبک رایجی در فوتبال ایتالیا بود و استفاده از مدافعین تخریبی تقریبا ناشناخته بود.

هر چند در میلان ساکی ، بازی سازی با مدافعان آغاز می شد. خط دفاع که معمولاً از مائورو تاسوتی، الساندرو کوستاکورتا، فرانکو بارسی و پائولو مالدینی تشکیل می شد، وظیفه حمل توپ به جلو را بر عهده داشت. با این کار، مدافعان – و به ویژه فرانکو بارسی – حریفان خود را مجبور به ترک مناطق طبیعی خود و پرس توپ کردند. این امر به نوبه خود فضاهایی را برای یک خط از چهار خط میانی ایجاد کرد که در مرکز آن فرانک رایکارد و کارلو آنچلوتی حضور داشتند.

رایکارد و آنچلوتی متداول ترین گیرنده ها بودند، مهاجمان مرکزی و روبرتو دونادونی و آنجلو کولومبو نیز در دسترس بودند (در بالا) – اما به هر چهار نفر دستور داده شده بود که به طور مداوم با همان دو هدف حرکت کنند. اول، برای استفاده از هر فضایی که حریفان آنها را ترک کرده و شکل خود را برای متوقف کردن بازیکن صاحب توپ ایجاد می کنند، استفاده کنید. و دوم، برای پوشاندن مناطقی که ممکن است در معرض خطر قرار بگیرند در صورت از دست دادن مالکیت در خطر ضد حمله قرار می گیرند.

استفاده از جناحین در 2-4-4 برای استراتژی تهاجمی ساکی ضروری بود – نه تنها برای استفاده از کل عرض زمین، دونادونی و کولومبو هر دو از جناحین راحت حرکت می کردند بلکه آنها از دویدن مورب به جلو یا تغییر مکان به مناطق مرکزی برای ترکیب با هم تیمی ها به همان اندازه کارایی داشتند. وقتی آنها این کار را انجام می دادند، فضا برای پیشرفت مدافعان راست و به ویژه مالدینی در سمت چپ را ایجاد می شد.

 ساکی از بازی مستقیم بیزار نبود و رود گولیت و مارکو فن باستن را به عنوان دو مهاجم که به اندازه کافی قدرت بدنی داشتند تا توپ های اول را بدست آورند و به اندازه کافی از نظر فنی تکنیکی بودند تا تهدید بزرگی برای طرف مقابل به وجود بیاورند.

باز هم بارزی یا مالدینی – دو تکنسین بهتر در چهار بازیکن خط دفاعی – که غالباً بازی مستقیم می کنند. به علاوه گولیت و فن باستن عالی و در مصاف های هوایی قدرتمند بودند که در ترکیب با هافبک هایی که دیر هنگام به سمت فضاها جرکت می کنند مهارت کافی دارند. این امر به تیم ساکی یک بعد اضافه کرد که بسیار جلوی تیم هایی که از جلو پرس می کنند موثر می باشد.

فاز دفاعی

رویکرد دفاعی ساکی بیشتر با استفاده ی او از پرس اعمال می شد. او برای بهره برداری از قانون آفساید همانطور که در آن زمان بود استفاده می کرد. برای او آفساید کمتر ابزاری برای محافظت از دفاعش بود و بیشتر در گام اول، هدف بازیابی مالکیت توپ و آغاز یک پیشروی دیگر به سمت نیمه حریف بود.

در آن زمان، هر مهاجمی که پیش از خط دفاعی باشد، آفساید قلمداد می شد – و ساکی می دانست چگونه از این فرصت استفاده کند. او استدلال کرد که تیمش باید به جای واکنش پذیری، رویکردی فعال در دفاع اتخاذ کند که نتیجه آن قرار گرفتن در خطوط دفاعی بالا به دور از دروازه ای است که توسط دروازه بان جیووانی گالی دفاع می کند (تصویر زیر).

این حرکت مطابق با قانون آفساید، هرگونه پیشروی توسط حریف را به حداقل می رساند. هنگامی که بارسی، رهبر خط دفاعی این دستور را می داد خط عقب با هدف جلوگیری از نفوذ بازیکن حامل توپ و خارج كردن هرگونه گزینه ی  احتمالی دریافت توپ، یك خط جلوتر می رفت. این بازیابی توپ و شروع ضد حملات را تسهیل می کند که اغلب دفاع های حریف را هم بهم می ریزد.

با استفاده از این تاکتیک ، ساکی بازیکنان خود را متقاعد کرد که بهترین راه برای دفاع این نیست که به سمت منطقه خود عقب نشینی کنند، بلکه باید به آنها فشار بیاورند که باعث کاهش فضاهای مفید برای حمله حریف می شوند. بنابراین، قانون آفساید به ابزاری برای بدست آوردن مالکیت توپ تبدیل شد – یا همانطور که خود شخص توصیف کرد ، روشی برای “حمله به حمله حریفان” است.

اگر یک تیم مخالف موفق می شد پرس را شکست دهد، دفاع دوباره سازماندهی می یابد به گونه ای که حفاظت از مناطق مرکزی را در اولویت قرار می دهد و مهاجمان سمت مخالف را به فضاهای وسیع ترغیب می کند. بنابراین عبور از خطوط را به محوطه جریمه محدود می کند. اگرچه در این حالت به خط دفاعی ساکی فرصت داده تا اصلاح شود و بار دیگر به دنبال آفساید گیری از حریفان خود باشد.

جنبه دفاعی مهم دیگر شکل گیری 2-4-4 ساکی استفاده از دو محور دفاعی رایکارد و آنچلوتی بود که اطمینان حاصل کرد فاصله خطوط به اندازه ی مورد نظر ساکی محدود است. دستورالعمل مربی ایجاب می کرد که تیم از طریق تمام مناطق زمین به صورت یک بلوک کوتاه و فشرده و بدون گپ حرکت کند اما طرح همیشه یکسان بود – تسهیل بازیابی توپ و در نتیجه حمله بعدی.

 

پایان بخش دوم…